جشنواره ی جوانه ی رادیو جوانِ پنجره ای!

سلاااااااااام علیکم؛

عنوان نوشته رو نیگا! خیلی واسه من عنوان قشنگیه.

جشنواره که هست،رادیو جوان هم که هست،پنجره هم که هست!از خود راضی

 

30 مهر و 1 آبان در تهران تشریف داشتیم.به دعوت همین جشنواره.چون شعرم جزء 10 اثر کاندید دریافت جایزه شده بود.

اگه بخوام سفرنامه بنویسم خیلیییییییییی طولانی میشه،پس پراکنده نگاری می کنم فقط در این باره.

قبل سفر،باهام تماس گرفته شد و گفتن که می خوایم شعرت رو برامون توی اختتامیه اجرا کنی.زودتر بیا تا تمرین کنیم قبلش.این شد که چند ساعت زودتر از شروع اختتامیه رفتم سالن همایش های رازی که توی دانشگاه علوم پزشکی بود.

سردبیرها و گوینده های رادیو جوان اونجا بودن.(عکس خیلی هاشون رو قبلاً دیده بودم،پس تشخیص اکثرشون سخت نبود!)

وقتی رفتم واسه تمرین شعرم،گروه نوازندگان برای اجرای علی لهراسبی داشتن تمرین می کردن و صدا رو تست می کردن و اینا!

چند تا عکس گرفتم و تمرین شعرم رو انجام دادم و رفتم از سالن بیرون.

ساعت 6 بود تقریباً که رفتم توی ردیف کاندیدا ها با توجّه به شماره ی صندلیم نشستم.

حدود ساعت 6 و نیم واینا شروع شد اختتامیه.زودتر از زمانی که قرار بود قبلاً،به من گفتن آماده باش که بری شعرت رو اجرا کنی.ما که آماده بودیم از قبل و شعرمان رو هم اجرا کردیم.

مجری چند تا سؤال پرسید از من و با لهجه ی اصفهانی می پرسید تا من هم با لهجه جواب بدم ولی من عمراً بتونم با کسایی که زیاد باهاشون آشنا نیستم،به لهجه جواب بدم!!نیشخند

اجرای شعرمون که تموم شد به صندلی خویش بازگشتیم و برندگان بخش غیرشنیداری رو داشتن اعلام می کردن.

من اصلاً فکرش رو نمی کردم که جزء برنده ها باشم چون بعضی شاعرایی که توی لیست کاندیداها بودن رو می شناختم و فکر می کردم جایزه به اونها تعلّق بگیره.

وقتی قرار شد اسم اثر منتخب بخش شعر رو بگن،وقتی اسم خودم رو شنیدم اصلاً باورم نمیشد.خنثی

از اون 10 نفر هر بخش به دو نفر جایزه تعلّق می گرفت که من نفر دوّم شدم.لبخند

این هم جایزه ی ما:

 

توی این جشنواره،یه بار قبل شروع اختتامیه رادیو باهامون به عنوان کاندیدا مصاحبه داشت.بعد دریافت جایزه رادیو و برنامه ی درشهر تهران و باشگاه خبرنگاران جوان برای تی وی هم مصاحبه کردن و چقدر سخته هی حرف تکراری زدن!

ادامه ی اختتامیه هم به اعلام برنده های بخش شنیداری و اجرای زنده ی لهراسبی و اجرای ترانه ای توسّط مجریان رادیو و حضور پیشکسوتان و هنرمندان و... گذشت.

در آخر هم روی سن با همه ی برنده ها عکس یادگاری گرفتیم.

بعد از جشنواره به همراه دوستان،راهی هتل شدیم و مجبورم برای اینکه این آپ طولانی تر از این نشه،توضیحات بیشتر رو فاکتور بگیرم.

این جشنواره،حس خوبی برام داشت.خاطره های خوب،دیدار و کنار دوستان بودن(دوستانی که دیده بودم قبلاً یا فقط اسمشون رو شنیده بودم ویا نه دیده بودم و نه اسمشون رو شنیده بودم.نیشخند)،و رنگ و بوی رادیو داشتن! اون هم رادیو جوان!

 

تهران رو همیشه دوست داشتم.شاید به نظر خیلی ها شهر شلوغی باشه،پر سروصدا باشه،آلوده باشه و یا هر چیز منفی دیگه ولی برای من دوست داشتنیه!

امیدوارم که بعد از این همه همین قدر(بلکه هم بیشتر!!!) دوست داشتنی باشه برام.مژه

از همین جا باز هم از استاد خودم(یکی از بهترین های رادیو)،سپاس ویژه دارم و خوشحالم که توی اختتامیه،هرچند به مدّت کوتاه حضور داشتن!لبخند

 

 

مانا باشید و شاد و موفّق

یا حق

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تولد

بنام خدا سلام راستش نمیدونم چطور بگم چطوری بنویسم ! راستش تویه یه جمله یکی از دوستانم به رحمت خدا رفت سال ها از تومر مغزی رنج می بردن تحت درمان بودن اما خوب ... برای سهیلای صبوری که با مقاومت با ایمان تا همین دیروز بین ما بود و امروز پیش فرشته هاست هرکسی که دوست داره یه حمد و سوره هدیه کنه همه ی ما از خداییم و به سوی وجود ابدی او پرواز میکنیم و مرگ پایان نیست بی شک تولدی دوباره است ...

سرخ!

که اینطور... پس این نرگس رو من ببینم!

پارسا زاهد

به نام خدا سلام به هر عیدی که آید زنده باشی/ به انوار خدا تابنده باشی رواحاجت در این عید خدایی/ همیشه خرم و فرخنده باشی عید سعید غدیر مبارک :)

سیاوش

درود تبریک میگم صمیمانه بهت امیدوارم موفقیتها یکی پس از دیگری نصیبت بشه[گل]

محدثه-al

سلآ ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا مممممممم ببین کی اینجا ا ا ا است:-D چه حافظه ای داری تو دختر! خداییش اتاقه چندصدوشیشو من چ بدونم ک کدوم بود چه همه رو هم یادته:-P:-P:-P آورین:-D خیلی خوشحال شدم دیدمت عزیز دلم و خیلی خوشحال تر که پیدات کردم.. اهم اهم... یعنی پیدام کردی:-P:-P عزیزم:-*:-* تابعد;-):-)

سلامی گرم به پنجره جونم!خدا میدونه اون موقع که بهم گفتی تهرانی چه قدر خوشحال شدم!وقتی هم که گفتی اون جایزه رو بری که سکته کردم!ایشالله همینجور موفق و موفقتر بشی ! مخلص پنجره خانم![گل][قلب][گل]

اما به نظر من

سلام ناسا میگه مریخ میخواد اشعه بفرسته موبایلتون رو دور کنید ، کلا دیگه بهش اعتقاد ندارم

نه همون اولی

همون ناسا منظورمه چند وقتی هست شایعه کردن کره زمین بیش از 24 ساعت قراره شب باشه آخه عقل انسان هر چقدر هم محدود باشه ، دیگه ناقص نیست . یکی از حجت های خداست با کدام عقل چنین چیزی میگن ؟ باز دوباره سال 2012 شدو ، یک شایعه فعلا تزریق کردن تا کشتارگاه صهیونیسم ملعون طغیان کنه و گفتن تا جام جهانی 2014 خدا بزرگه . حماقت پیشه ها نفهمیدن که خدا همیشه و همواره بزرگ و عظیم بوده و خواهد بود . اما صبرش هم جمیل هست ! حالا هی پرشن بلاگ خدمات ثبت وبلاگ ارائه بده ، اما کو آپ ؟

واقعا کو آپ ؟

میگن وقتی کسی وبلاگ خود را آپ نمیکند ، حتما دلیلی دارد ! این دلیل بین خودش و خدای خودش محفوظ هست . ما هم نمیخواهیم در کار دیگران تجسس کنیم و دلیلش را جویا شویم چون قرآن می فرماید : و لا تجسسوا ما هم نمیخواهیم خلاف قرآن عمل کنیم چون در آنصورت مورد لعن خدا واقع میشوم خدا هم با کسی شوخی ندارد به کسی چه ربطی داره که چرا وبلاگ یک نفر دیگر آپ نشده ؟ کلا آپ رو برعکس کنیم میشه پا ! یعنی داره به نویسندگان وبلاگ میگه : اگه پا هستید ، آپ کنید !

Angie

سلام!اون بی نام خود ناکسمه![ابرو] میگما تو میای تهران باید 1 هفته قبل اعلام کنی ما برو بکس تهرون برات یه جشنواره باحال بگیریم!اصلا این دو دفعه که اومدی خوب نبود!قشنگ باید بیایم ترمینال استقبالت![هورا] عاره داداش!